۱۴۰۲.۰۸.۰۱

بیست‌وسومین نشست اندیشکده ادبیات پایداری با عنوان «بازنمایی تاریخ در ادبیات: ویژگی‌های رمان تاریخی» برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری، بیست‌وسومین نشست اندیشکده ادبیات پایداری با عنوان «بازنمایی تاریخ در ادبیات: ویژگی‌های رمان تاریخی» با حضور دکتر حسین پاینده، استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبائی در حوزه هنری برگزار شد.

پاینده در ابتدای این نشست با بیان اینکه رمان از بدو پیدایش همیشه کوشیده است تا به صورت شرحی تاریخمند از رویدادهای رخداده‌ جلوه کند تا جدی گرفته شود، گفت: رمان، تاریخ را به گونه‌ای بازنمایی می‌کند که حقایقی عام‌تر از امر واقع به ذهن خواننده متبادر شوند.

 وی افزود: در رمان تاریخی، تاریخ حکم زمینه مشخص و فراگیری دارد که وقایع در چهارچوب آن رخ می‌دهند و شخصیت‌ها بر حسب آن عمل می‌کنند. نویسندگان رمان‌های تاریخی در زمانه ما چندان در بند صحت تاریخی (مطابقت رویدادها با تاریخ) نیستند و حتی به جای تاریخ گذشته، تمایل دارند که تاریخ معاصر خودشان را دستمایه نوشتن رمان قرار دهند.

پاینده ادامه داد: رمان‌های تاریخی عموما برهه‌ای از تاریخ را بازنمایی می‌کنند که یا جنگی در حال وقوع است یا جامعه به دلایلی دستخوش تلاطم و نابسامانی شده است. یک جنبه مهم رمان‌های تاریخی، تلاش این نوع از رمان برای نیل به معرفت روانشناسانه از تاریخ است.

احیای رمان تاریخی به صورت «فراداستان تاریخ نگارانه»

این استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبائی افزود: رمان تاریخی در دوره پسامدرن به صورت «فراداستان تاریخ نگارانه» احیا شده است. رمان تاریخی در دوره مشروطه مولود خودآگاهی جدید مردم ایران به تاریخ بود.

پاینده در بخش بعدی این برنامه  با پرداختن به رابطه ادبیات با تاریخ گفت: در رویکرد سنتی، در رابطه رمان با تاریخ، ادبیات موضوعی ثانوی است که همیشه ذیل موضوع مهمتری به نام «تاریخ» بررسی می‌شود. در رویکرد موسوم به «تاریخ‌گرایی نوین» رابطه ادبیات با تاریخ بر اساس تاثیرگذاری و تاثیرپذیری متقابل تعریف می‌شود. پرداختن به واقعه سمیرم در زمان سَووشون نه بازسازی یک واقعه تاریخی، بلکه بازنمایی ادبی یک گفتمان است.

وی افزود: رخداد جنگ ایران و عراق یک تحول گفتمانی در جامعه ایرانی بود؛ به همین دلیل هم استفاده از لفظی به نام شهید یا دفاع مقدس کاملا درست است. رمان جنگ باید تحول از گفتمانی به یک گفتمان دیگر را به روشنی تصویر کند. از این رو کارکرد و کاربرد زبان از سوی رمان‌نویس در اینجا اهمیت می‌یابد.

پاینده با بیان اینکه شناخت عمیق روانی بسیار مهم است و از راه ادبیات و رمان به دست می‌آید که ارزش بسیاری دارد، گفت: نظریه فراداستان تاریخ‌نگارانه، شکلی از داستان‌نویسیِ پسامدرن منتقد کانادایی «لیندا هاچن» است که در بستر تغییر شرایط زندگی‌ مردم در پست مدرنیته و آغاز به کار رسانه‌های دیجیتال، فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت و زندگی روزمره را متحول کرد. بر اساس این نظریه، کار داستان‌نویس تنها بیان چالش‌ها و وقایع نیست، بلکه باید آنها را تغییر هم بدهد.

وی ادامه داد: در فراداستان تاریخ‌نگارانه، شخصیت‌ها بر خلاف آنچه ما از تاریخ می‌دانیم عمل می‌کنند تا ما به این بیاندیشیم که تاریخ بالقوه چه چیز دیگری می‎توانست باشد اما اینگونه رقم خورد.

پاینده در بخش بعدی این نشست به اسطوره‌ای شدن تاریخ در رمان «تنگسیر» پرداخت و افزود: در رمان تنگسیر، تاریخ به صورت اسطوره بازنمایی می‌شود. در ابتدای رمان تنگسیر می‌خوانیم:« کُنارِ مُهَنا گرد گرفته و سوخته و خاموش با برگ‌های ریز و تیغ‌های خنجری‌اش، برزخ و خشمگین کنار جاده نشسته بود. همه می‌دانستند که این درخت نظر کرده است و هرکس از پهلوی آن می‌گذشت، چه روز و چه شب، بسم‌اللهی زیرلب می‌گفت و آهسته رد می‌شد. این «کنار» خانه اجنه و پریان بود و خیلی از مردم بوشهر قسم می‌خوردند که عروسی و عزای پریان را در میان شاخه‌های آن به چشم دیده‌اند.»

اولین تلاش های رمان ایرانی هم با نوشتن رمان تاریخی همراه شد

وی افزود: پرداختن به رمان تاریخی نه تنها به ما در ژانر جنگ کمک می‌کند، بلکه قرابتی با ادبیات پسامدرن ما هم دارد. حتی اولین تلاش‌های رمان ایرانی هم با نوشتن رمان تاریخی همراه شد.

پاینده در ادامه با نگاهی به جریان رمان تاریخی و جریان رمان اجتماعی، بر اساس نظریه‌های «باختین» گفت: بدترین رمان‌ها از نظر باختین رمان‌های تک‌صدایی است. چنین رمان‌هایی با دانای کلی روبرو است که اجازه نقش‌آفرینی مخاطب در داستان را نمی‌دهد. رمان زمانی نوشته می‌شود که خواننده در آن نقش آفرینی کند و تا نظریه مرگ مولف محقق نشود، هیچ رمانی نوشته نشده است.

وی ادامه داد: اگر با نظریه «باختین» موافق باشیم، باید گفت که خواننده امروز پند و نصیحت در رمان آن‌هم با تکصدایی و دانای کل را دیگر نمی‌پذیرند و استقبال نمی‌کند؛ در نتیجه باید تکصدایی کنار رود.

این استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبائی افزود: در رمان‌های اخیر بااینکه به شیوه چند صدایی نوشته شده‌اند اما با همهمه مواجه هستیم و نقطه مرکزی و مشخصی در آن وجود ندارد. این در حالی است که «باختین» معتقد است اگر رمان چندصدایی باشد، باید سبک گفتار شخصیت‌های اثر با هم تفاوت داشته باشد. این تفاوت باید به خواننده ارائه شود تا وی با عبور از میان این صداها، پیچیدگی جامعه و روابط اجتماعی را درک کند. در این صورت رمان تبدیل به عرصه‌ای برای گفت‌وگو تبدیل می‌شود.

پاینده ادامه داد: اگر آموزش و پرورش به بخش پرورش بها دهد، باید در برنامه درسی دانش‌آموزان به ویژه در دوره دبیرستان «رمان» را بگنجاند تا تخیل آنها تقویت شود و رویاپردازی‌های‌شان از ساخت و ساز، اختراع و اکتشاف‌های مهم به واقعیت تبدیل شود.

وی در ادامه با ذکر مثال‌هایی از آثار کوتاه جلال آل احمد که همانند «بچه مردم» و «لاک صورتی» تک‌گویی دارد گفت: ما در این دو اثر با تک‌گویی روبرو هستیم اما این به معنای تک‌صدایی نیست و بسیار پیچیده نوشته شده است.

برای نگارش درست و خوب باید مطالعه بسیار داشته باشیم

پاینده دربخش بعدی این نشست گفت: برخی از علاقه‌مندان به نوشتن، تنها می‌خواهند بنویسند؛ به این ترتیب از مطالعه مکاتب ادبی بی‌اطلاع هستند. این درحالی است که برای نگارش درست و خوب باید مطالعه بسیار داشته باشیم.

وی افزود: تا دیگری را نشناسید، نمی‌توانید رمان چند صدایی بنویسید. اجازه دهید شخصیت‌های رمان خلق شده خودتان به شما نامه بنویسند و خود به‌جای آن شخصیت این کار را عملا انجام دهید تا گفتمان شکل بگیرد و شما را مجبور به فکر کردن می‌کند. همچنین در مواقعی غیر از زمان نوشتن رمان خود، وارد گفتگویی به معنای «باختینی» با شخصیت‌های رمان خود شوید و با آن وارد دیالوگ شوید تا آن را بشناسید.

پاینده با اشاره به آثار چوبک و رابطه آن با رمان تاریخی گفت: میرمهنا یک شخصیت واقعی تاریخی است، او حاصل تخیل چوبک نبوده اما آنگونه که چوبک از این شخصیت تاریخی در یک رمان استفاده می‌کند در واقع اسطوره‌ای از میرمهنا می‌سازد. به این ترتیب چنین رویکردی از سوی نویسنده به آن اجازه می‌دهد تا به گفت‌وگوی با تاریخ ورود کند.

وی با بیان اینکه رابطه تاریخ و ادبیات باید دو سویه باشد و همچنین تاریخ حکم متنی را دارد که ادبیات باید وارد مناسبات بینامتنی با آن شود، گفت: هر کتاب تاریخی می‌تواند یک رمان باشد؛ چرا که عناصر سازنده یک رمان از جمله شخصیت، پی‌رنگ یا واقعه، زاویه دید و راوی را دارد.

پاینده در پایان گفت: اگر نویسنده ما تنها تاریخ را بازبتاباند، هنر نکرده است اما اگر بتواند همانند چوبک تاریخی را که جنبه‌های اسطوره‌ای هم یافته است در درون مایه رمان خود به کار بگیرد و بازآفرینی کند، کار مهم و قابل توجهی انجام داده است.

ادامه این نشست با پرسش و پاسخ میان پاینده و حضار پیگیری شد.

انتهای پیام/

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha